در حال بارگذاری ...

جشنواره عید تا عید

رژیم غذایی و فعالیت بدنی در ارتباط با افسردگی و سندرم متابولیک

نویسنده : amir chavosh تاریخ انتشار : 1399/04/31 تعداد بازدید : 24 مدت زمان مطالعه : 25 دقیقه

 

Joane Matta a,b,c,*, Nicolas Hoertel a,b,c, Emmanuelle Kesse-Guyotd, Marie Plesze, Emmanuel Wiernikf, Claire Caretteg, Sébastien Czernichow,a,g Frédéric Limosina,b,c, Marcel Goldbergf,Marie Zinsf, Cédric Lemogne a,b,c

a Université Paris Descartes, Sorbonne Paris Cité, Faculté de Médecine, Paris, France

b AP-HP, Hôpitaux Universitaires Paris Ouest, Service de Psychiatrie de l‟adulte et du sujet âgé,Paris, France

c Inserm, U894, Centre Psychiatrie et Neurosciences, Paris, France

d Inserm (U1153); Inra; Cnam; University of Paris 5,7 & 13, Paris, France

e Inra, ENS, EHESS, CNRS, Centre Maurice Halbwachs UMR 8097, Paris, France

f Inserm, Population-based Epidemiological Cohorts Unit, UMS 011, Villejuif, France

g Service de Nutrition, hôpital européen Georges-Pompidou, Paris, France

چکیده:

رژیم غذایی و فعالیت بدنی در ارتباط با افسردگی و سندرم متابولیک:مطالعه شرایط

پیش زمینه: ارتباط بین افسردگی و سندرم متابولیک هنوز ناشناخته است. رژیم غذایی و فعالیت بدنی ممکن است تا حدودی این ارتباط را توضیح دهد.

روش ها: مبانی اولیه داده ها در مورد 64861 نفر از گروه مورد نظر مبتنی بر جمعیت فرانسه مورد بررسی قرار گرفت. علائم افسردگی با مرکز مطالعات اپیدمیولوژیک در مقیاس افسردگی (CES-D)  مشخص شد. نمره ≤CES-D 19 با محدودیتهای گزارش شده مربوط به علائم افسردگی برای تعریف افسردگی ترکیب شد. سندرم متابولیک مطابق با معیارهای فدراسیون بین المللی دیابت تعریف شد. الگوهای رژیم غذایی با پرسشنامه تناوب غذا و تجزیه و تحلیل مؤلفه اصلی تعیین شد. فعالیت بدنی با 3 سوال  در نتیجه مقیاس مرکب 6 نقطه ای اندازه گیری شد. ارتباط بین افسردگی و سندرم متابولیک از طریق رگرسیون لجستیک و تحلیل و بررسی مسیر، تخمین زده شد.

 نتایج: نسبت نابرابری (95٪ دامنه اطمینان) برای ارتباط بین افسردگی و سندرم متابولیک ، تنظیم سن ، جنس ، تحصیلات و درآمد، 75/1بود. (1.57-1.96). تجزیه و تحلیل مسیر نشان داد که 23٪ از این ارتباط مربوط به رژیم غذایی و فعالیت بدنی، 67٪ به فعالیت بدنی نسبت داده شده است.

 محدودیت ها: ماهیت مقطعی تجزیه و تحلیل درستی نتایج را با تجزیه و تحلیل طولی تأیید کرد.

نتایج: رژیم غذایی و فعالیت بدنی تا حدی ممکن است ارتباط بین علائم افسردگی و سندرم متابولیک را توضیح دهد اما فاکتورهای دیگری (به عنوان مثال عوامل التهابی) هم درگیر هستند.

کلمات کلیدی: افسردگی، سندرم متابولیک، رژیم غذایی، فعالیت بدنی.

نتایج مهم:

رژیم غذایی و فعالیت بدنی 23٪ از ارتباط بین افسردگی و سندرم متابولیک را توضیح داد.

بخش عمده ای از این ارتباط با عوامل رفتاری اندازه گیری شده در مطالعه محتوای گروه انتخابی، مرتبط نبود.

فعالیت بدنی سهم بیشتری از رژیم غذایی در تبیین ارتباط بین افسردگی و سندرم متابولیک را داشت.

محدودیت ها:

1-اگرچه محتوای گروه به عنوان نمونه انتخابی تصادفی از بزرگسالان فرانسوی طراحی شده است ، نمونه فعلی ممکن است نماینده ای از جمعیت عمومی نباشد.

2- ماهیت مقطعی آنالیز نتایج حکم می­کند که توسط تحلیل های طولی تأیید شود.

3- عوامل مداخله گر اضافی ممکن است در نظر گرفته نشده باشد که احتمال باقی ماندن این عوامل را افزایش می دهد.

مقدمه:

افسردگی خطر ابتلا به سندرم متابولیک را افزایش می دهد که این امر با ضعف سلامت قلبی عروقی در افراد افسرده همراه است. یک متاآنالیز نشان داد که افراد دارای افسردگی 5/1برابر احتمال بیشتری برای داشتن سندرم متابولیک را دارند. اگر چه مکانیسم های دقیق این رابطه ناچیز شناخته شده اند ، فرضیه های مختلفی پیشنهاد شده است.
افسردگی و سندرم متابولیک ممکن است برخی از تغییرات متداول در سیستم استرس را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. که این امر می تواند به یک وضعیت التهابی درجه پایین و استرس اکسیداتیو منجر شود که به سلولهای عصبی و همچنین سلولهای لوزالمعده و اندوتلیوم آسیب برساند.
آنها همچنین ممکن است برخی از عوامل خطیر محیطی, مانند وضعیت اقتصادی پایین را به اشتراک بگذارند. در نهایت, این ارتباط ممکن است واسطه ای با رفتارهای مرتبط با سلامتی مانند رژیم غذایی ضعیف یا فعالیت بدنی کم باشد, که می تواند اهداف بالینی مربوط به مداخلات پیشگیرانه را نشان دهد.
شواهد جمع آوری شده نشان می دهد که رژیم غذایی ضعیف و رفتارهای بی تحرک، عوامل اصلی خطر برای ایجاد سندرم متابولیک است. این عوامل سبک زندگی ناسالم نیز بیشتر در بین افراد مبتلا به افسردگی می­باشد. به عنوان مثال: یک مطالعه اخیر نشان داده است که رژیم غذایی با مصرف زیاد میوه و ماهی احتمال وجود علائم افسردگی را کاهش می­دهد . علاوه بر این, پیروی از دستورالعمل های رژیم غذایی فرانسه در بزرگسالی, علائم افسردگی مزمن یا مکرر را کاهش می­دهد.
به همین ترتیب، افسردگی با افزایش رفتارهای کم تحرک و کاهش فعالیت بدنی همراه است. افسردگی ممکن است از طریق الگوهای رژیم  غذایی و فعالیت بدنی به واسطه انگیزه تغییر یافته نیز تأثیر بگذارد, در حالی که سیستم ایمنی و سیستم عصبی خودمختار ممکن است واسطه راه دیگری باشد.
اگرچه هم رژیم غذایی و هم فعالیت بدنی ممکن است اهداف مهمی برای مداخلات پیشگیرانه باشند, اما سهم آنها در ارتباط بین علائم افسردگی و سندرم متابولیک است، هنوز ناشناخته است. به طور خاص, هنوز مشخص نیست که الگوهای رژیم غذایی و فعالیت بدنی تا چه اندازه ممکن است ارتباط بین علائم افسردگی و سندرم متابولیک را توضیح دهد. این دانش دارای اهمیت است زیرا ممکن است راهنمای ما برای اقدامات پیشگیرانه در راستای کاهش خطر سندرم متابولیک در افراد افسرده باشد.
برای ارائه تخمینی از اینکه چه میزان رژیم غذایی و فعالیت بدنی در رابطه بین افسردگی و سندرم متابولیک مشارکت می کند، از داده های مقیاس محورهای مبتنی بر جمعیت (بزرگسالان ساکن فرانسه) استفاده کردیم و اثرات واسطه ای پتانسیل ها را هم در رژیم غذایی و هم در فعالیت بدنی که در ارتباط با افسردگی و متابولیک بودند، مورد بررسی قرار دادیم. چرا که جنس, سن, تحصيلات و وضعيت اقتصادي- اجتماعي مي تواند بر خطرات  افسردگی, سندرم متابولیک, رژیم غذایی و فعالیت بدنی که برای این متغیرها تنظیم شده است, تاثير گذارد.

اهدف مطالعه:

هدف از این مطالعه ارائه تخمینی از اینکه چه میزان رژیم غذایی و فعالیت بدنی در ارتباط با افسردگی و سندرم متابولیک است, می­باشد. ما فرض کردیم که (I) علائم افسردگی با سندرم متابولیک و (II) الگوهای غذایی و فعالیت بدنی مهمی همراه است و عوامل واسطه گر معنی دار و اساسی بین علائم افسردگی و متابولیک وجود دارد.

رژیم غذایی و فعالیت بدنی در ارتباط با افسردگی و سندرم متابولیک:مطالعه شرایط

روش ها

جمعیت

جامعه مورد نظر، یک گروه بزرگ, مبتنی بر جمعیت و آینده نگر است که استخدام آنها در سال 2012 آغاز شد و تا پایان سال 2018 ادامه خواهد داشت (مقدارکل پیش بینی شده 200000 نفر), از جمله داوطلبانی با سن  69 تا 18 سال و در حال زندگی در 21 بخش انتخاب شده (بخش اداری) در فرانسه, در هر دو منطقه روستایی و شهری. شرکت کنندگان از بین افراد تحت پوشش طرح بیمه عمومی یا صندوقهای بیمه درمانی (در مجموع،85٪ از افراد ساكن فرانسه) از طريق طرح نمونه گيري تصادفي طبقه بندي شده در محل اقامت, سن, جنس  وضعیت شغلی و اقتصادی  انتخاب شدند.
افراد واجد شرایط از طریق نامه برای شرکت در مطالعه دعوت شدند. داوطلبان پرسشنامه خود اجرا را  در رابطه با شیوه زندگی ، وضعیت بهداشتی ، تاریخچه پزشکی ، وضعیت اجتماعی و حرفه ای تکمیل کردند و  برای یک غربالگری بهداشتی در مرکز ارزیابی جامع شامل معاینه فیزیکی و تستهای آزمایشگاهی حضور پیدا کردند. گروه مطالعه مورد نظر مجوز حفاظت از داده های فرانسه (کمیسیون Nationale de l ‟Informatique et des Libertés، CNIL ) و نهاد هیئت بررسی مؤسسه ملی تحقیقات پزشکی (Inserm) (شماره مجوز910486) را دریافت کرده است. همه افراد در این مطالعه رضایت آگاهانه دادند. تجزیه و تحلیل حاضر برای 64861 شرکت کننده بزرگسال انجام شد (شکل 1). آنها بیماریهای قلبی عروقی نداشتند و از رژیم غذایی تجویز شده توسط یک متخصص پزشکی پیروی نمی کردند. محدودیت های بیشتر شامل نداشتن داده مفقود شده برای متغیرهای زیر است: سن ، جنس ، علائم افسردگی ، فعالیت بدنی و سندرم متابولیک. تمام افرادی که اطلاعات مربوط به داده های رژیم غذایی را داشتند توسط پرسشنامه تناوب مواد غذایی جمع آوری شده بودند.

متغیرها:

علائم افسردگی

علائم افسردگی با خود اداره مرکز اپیدمیولوژیک مطالعات مقیاس افسردگی (CES-D)اندازه گیری شد. این مقیاس، فراوانی علائم افسردگی در طول هفته قبل را ارزیابی می کند. (به عنوان مثال ، احساس افسردگی کردم ، احساس کردم هر کاری که انجام داده ام تلاشی در راستای هدفم است ، خوابم بدون آرامشی داشته ام.) پاسخ ها از 0 (به ندرت) تا 3 (بیشتر اوقات) متغیر است و نتیجه جهانی  از 0 تا 60 متغیر است. سازگاری درونی این مقیاس به طور کلی زیاد است (90/0 = α گروه مورد نظر). با توجه به نسخه معتبر فرانسوی ، امتیازی 19 ≥ برای زنان و مردان  دارای حساسیت / ویژگی خاص به منظور تشخیص افسردگی عمده وجود دارد که عبارت است از: 85/0,86/0). از آنجا که افسردگی عمده توسط علائم افسردگی و اختلال عملکردی مرتبط با آن تعریف می شود ، ترکیبی از                        CES-D score ≥ 19با محدودیت های مربوط به علائم افسردگی در 6 ماه گذشته به سمت افسردگی اساسی مورد استفاده قرار گرفت. (19). این محدودیت ها توسط 2 سؤال،  گزارش داده شد: "برای حداقل 6 ماه است که شما محدود هستید؟ و آیا مشکلاتی در زمینه سلامتی ، برای انجام فعالیتهای روزمره (در خانه ، محل کار ، هنگام اوقات فراغت) در مقایسه خود با افراد هم سنتان دارید؟ "و" اگر بله ، به چه دلیل (ها)؟ " شرکت کننده هایی که جواب دادند "بله ، خیلی محدود "،" بله ، محدود "یا" بله ، اندکی محدود "به سوال اول و" حالت افسردگی "به سؤال دوم محدودیت های مربوط به علائم افسردگی برای آن ها در نظر گرفته شد. تجزیه و تحلیل های تکمیلی بر اساس نمره منحصر به فرد   CES-D ، یا به عنوان یک متغیر مضاعف مبتنی بر نمره 19 یا به عنوان یک متغیر مداوم، استوار بود.

متغیرهای قلبی و متابولیکی

نمونه خون ناشتا برای اندازه گیری کلسترول HDL ، گلیسمی و تری گلیسیریدمی گرفته شد(20). فشار خون پس از یک دوره استراحت 5 دقیقه ای با استفاده از یک اسفنجمومومتر اسیلوسومتری خودکار اندازه گیری شد. دور کمر با استفاده از یک نوار متر به دست آمد. چاقی شکم به عنوان دور کمر≥ 94/80 برای آقایان / خانم ها تعریف شده است. وزن و قد در مراكز بهداشتي اندازه گیری شد و BMI (كيلوگرم در متر مربع) محاسبه شد. به منظور توصیف ، چاقی به عنوان ≤BMI 30 کیلوگرم بر متر مربع تعریف شد. تمام آنتروپومتریک و اندازه گیری فشار خون با روشهای استاندارد بدست آمده است (21 ، 22).

سندرم متابولیک

سندرم متابولیک بر طبق معیارهای عالی بهداشت ملی فرانسه (HAS) و فدراسیون بین المللی دیابت و معیارهای بیانیه موقت مشترک برای سندرم متابولیک (23) تعریف شده است ، که شامل 3 مورد از 5 معیار زیر است:

فشار خون ≥130/85 میلی متر جیوه یا گزارش درمان برای فشار خون بالا، سطح تری گلیسیرید ≥1.7 میلی مول در لیتر یا درمان گزارش شده برای هایپرتریگلیسیریدمی HDL-C <1.04 / 1.29 در مردان / زنان؛ گلیسمی ≥6/5 میلی مول در لیتر یا درمان گزارش شده برای درمان دیابت. دور کمر ≥94 / 80 سانتی متر در مردان / زنان (23 ، 24).

الگوهای غذایی

الگوهای غذایی با استفاده از پرسشنامه کیفی فراوانی مواد غذایی بدست آمدند. هر ماده غذایی در پرسشنامه با استفاده از این سؤال اندازه گیری شد: "چند بار این ماده غذایی را مصرف می كنید؟"در مقیاسی با تغییر از "هرگز" یا "بیش از یک بار در روز". کمیت اندازه گیری نشد. مواد غذایی شامل: میوه ، سبزیجات ، غلات ، شیر ، گوشت ، ماهی ، مرغ ، تخم مرغ ، چربی گیاهی ، محصولات شیرین شده ، نوشیدنی های غیر الکلی ، الکل ، گوشت منجمد ، پنیر ، چیپس ، فست فود ، وعده های غذایی از قبل آماده شده  و میان وعده بود. اطلاعات در مورد غلات سبوس دار ، چربی ها و منبع آب استفاده شده در دسترس نبودند و در نتیجه در تجزیه و تحلیل به آن ها پرداخته نشد. پرسشنامه فراوانی مواد غذایی به منظور بازتاب مصرف، در جمعیت فرانسه و داده هاي مربوط به مصرف مواد غذايي در گروه مورد نظر منتشر شده است (25). مواد غذایی منتخب با دستورالعمل های تغذیه ای از برنامه ملی تغذیه و سلامتی فرانسه سازگار هستند(PNNS). از آنجا که فراوانی مواد غذایی به طور عادی توزیع نشده بود، ریشه هر یک از آیتم ها به منظور شناسایی و محاسبه عوامل اساسی در الگوهای رژیم غذایی جامعه  محاسبه شد. «چرخش varimax»مورد استفاده قرار گرفت و مقادیر ویژه eigen بالای 1 حفظ شد. بارگذاری عاملی4/0 و بالاتر معنی دار در نظر گرفته شد و برای هر فهرست حفظ شد.

فعالیت بدنی

فعالیت بدنی خارج از محل کار با نمره محاسبه شده از 0 (یعنی بسیار فعال بودن) تا 6 (اصلا فعال نبودن). تعیین شد. سؤالات مورد استفاده برای محاسبه نمره شامل موارد زیر بود: I) در 12 ماه گذشته آیا مرتباً مشغول باغبانی، تمیز کردن یا کارهای یدی دیگری بوده اید؟، II) در 12 ماه گذشته آیا شما مرتباً ورزش کرده اید (گذشته از باغبانی، نظافت یا کار یدی؟ و( iii در 12 ماه گذشته آیا مرتباً دوچرخه سواری یا سفر با پای پیاده رفته اید (برای کار یا اوقات فراغت)؟ اگر جواب "خیر" باشد نمره 0 تعیین می شود. اگر جواب "بله" باشد نمره 1 تعیین میشود ( کمتر از 15 دقیقه ) و "بله" بسته به سوال در حداقل 2 ساعت؛ نمره 2 تعیین می شود ( 15 دقیقه و بیشتر یا 2ساعت و بیشتر). با توجه به نوع سوال این نمرات اختصاص داده شد. نمرات به منظور بدست آوردن نمره نهایی، اضافه شد. نمره نهایی فقط در صورت پاسخ به 3 سؤال محاسبه می شود ، در غیر این صورت داده ها از دست رفته، تلقی می شوند.

همبستگی

متغیرهای همبستگی شامل جنس ، سن ، تحصیلات و درآمد خانوار بودند. آموزش به چهار دسته طبقه بندی شد: مدرک کمتر یا مساوی با دیپلم دبیرستان ، مدرک کارشناسی و مدرک کارشناسی ارشد یا دیگری. درآمد ماهانه خانوار به سه سطح تقسیم می شود: <1500 یورو ، 1500-2800 یورو ، بیشتر یا مساوی با2800 یورو، و یا اینکه نمی داند و یا نمی خواهد پاسخ دهد.

تحلیلی آماری

آمار توصیفی برای ارائه خصوصیات نمونه با حضور  و یا عدم وجود سندرم متابولیک اجرا شد و ± به عنوان انحراف معیار (SD) یا درصدهای مناسب ارائه شد. داده های رژیم غذایی مفقود شده با استفاده از ارزش میانگین برای هر مؤلفه رژیم غذایی نسبت به سن ، جنس و وضعیت شغلی (26 ، 27) نسبت داده شد. درصد متغیرهای مفقود شده از داده های رژیم غذایی 74/5 درصد بود به استثنای کره ، مارگارین و روغن زیتون که 50٪ از این داده ها مفقود شده بودند. دلیل درصد بالای تناسب در انواع مختلف چربی این است که همه افراد در مورد مصرف چربی سوالات یکسانی ندارند. در حدود نیمی از نمونه ها یک نسخه از پرسشنامه با جزئیات در مورد انواع روغن ها و نیمی دیگر سؤالی که شامل انواع چربی ها در کنار هم بود را مطرح کردند. الگوهای رژیم غذایی با سه نمره که از سه رژیم غذایی حاصل از تجزیه و تحلیل مؤلفه اصلی بدست آمده بود، اندازه گیری شد.
این نمرات به عنوان متغیرهای متناوب  مورد استفاده قرار گرفتند و با توجه به دامنه میانبر آنها در کلیه تجزیه و تحلیلها تقسیم شدند به طوری که تجزیه و تحلیل کننده های ما امکان مقایسه فردی را در وسط نیمه بالایی با یک فرد در وسط نیمه پایینی نشان می دهد. ارتباط بین افسردگی ، الگوی رژیم غذایی و فعالیت بدنی با استفاده از آنالیز رگرسیون مشخص شد. به منظور هدف توصیفی ، نمره فعالیت بدنی برای متغیر طبقه بندی به منظور بینشی برای خطی بودن روابط استفاده شده است.
رگرسیون به منظور بررسی ارتباط علائم افسردگی و سندرم متابولیک ، نسبت محاسبه نسبت نابرابری (OR) و فاصله اطمینان 95٪ (CI) و در عین حال مناسب برای سن ، جنس ، تحصیلات و درآمد انجام شد. برای بررسی میزان تفاوت در الگوهای رژیم غذایی و فعالیت بدنی (که به عنوان متغیر متناوب استفاده می شود) که ارتباط بین سندرم متابولیک و علائم افسردگی را توضیح می داد ، از یک واسطه برای تحلیل مسیر استفاده کردیم.
در این مدل ، اثر غیرمستقیم کل نشان دهنده تأثیر کل واسطه ای الگوهای رژیم غذایی و فعالیت بدنی در ارتباط بین افسردگی و سندرم متابولیک است، یعنی اثر کلی مستقیم که با جمع آوری اثرات غیرمستقیم برای فعالیت بدنی و هر نوع رژیم غذایی حاصل می شود. تأثیر مستقیم، بیانگر تأثیر افسردگی در سندرم متابولیک است که با الگوی رژیم غذایی و فعالیت بدنی از طریق آن فاقد اهمیت است. اندازه اثر کل واسطه گر (یعنی غیرمستقیم) هم به صورت مطلق و هم به عنوان نسبت واسطه ای از کل اثر افسردگی بر سندرم متابولیک گزارش شده است. مدل میانجیگری امکان اثرات جبرانی را فراهم می آورد ، یعنی اینکه برخی از اثرات غیرمستقیم از طریق هر الگوی غذایی می توانند مثبت یا منفی باشند ، اطلاعات بیشتر در مورد چگونگی کارکرد تجزیه و تحلیل مسیر در اینجا (28-30) ذکر شده است. در صورت تأثیر غیرمستقیم کل (به طور کلی ، مجموع اثرات غیرمستقیم خاص افسردگی بر سندرم متابولیک از طریق انواع رفتارهای غذایی و فعالیت بدنی) ، مدل میانجیگری به طور کامل شیوع بیشتر سندرم متابولیک را در افراد افسرده توضیح می دهد. هیچ اثر اضافی (مستقیم ) از علائم افسردگی بر خطر ابتلا به سندرم متابولیک وجود نخواهد داشت. این مدل برای سن ، جنس ، تحصیلات و درآمد تنظیم شده است. الگوهای غذایی و فعالیت بدنی با هم ارتباط داشتند. به دلیل اینکه ما به طور همزمان تمام ضرایب مسیر را مورد بررسی قرار دادیم ، هیچ مسیری در هیچکدام از مدل ها به صفر ثابت نشده است. بنابراین ، حسن اقدامات مناسب در ارزیابی این مدلها مهم نیست ، زیرا آنها در مورد "صحت" مدلها آگاهی ندارند ، بلکه فقط خلاصه ای از چگونگی همبستگی های مشاهده شده را با مدل مطابقت می دهند در زمانی که چندین مسیر در صفر ثابت هستند (29 ، 31). یک برآوردگر قوی و مناسب برای متغیرهای طبقه بندی شده و دوگانگی مرتب شده است(WLSMV) (32) برآوردهای استاندارد شده نشان می دهد که چه مقدار انحراف استاندارد بالاتر یا پایین تر از میانگین متغیر پنهان وجود دارد و  برای هر افزایش در یک واحد اضافی از عامل نهفته در زمینه پیش بینی کننده مداوم یا پیش بینی کننده طبقه بندی، ضمن تنظیم برای عوامل دیگر باید چه اقدامی انجام داد. در نتیجه، آنالیزهای اکتشافی با اندازه گیری علائم اصلی افسردگی (CES-D≥ 19 با محدودیت های مربوط به علائم افسردگی در 6 ماه گذشته) و هر یک از اجزای سندرم متابولیک (هایپرگلیسمی ، سطح بالای تری گلیسیرید ، سطح HDL پایین) انجام شد. به جای سندرم متابولیک ، چاقی شکم و فشار خون بالا به طور جداگانه اندازه گیری شد.
تجزیه و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار MPlus انجام شد (32). سایر تجزیه و تحلیل آماری با سیستم تجزیه و تحلیل آماری (SAS ، نسخه 9.4 ، Cary NC) انجام شده است.  معنی دار بودن آماری با آلفای پیشینی 05/0 مورد بررسی قرار گرفت.

رژیم غذایی و فعالیت بدنی در ارتباط با افسردگی و سندرم متابولیک:مطالعه شرایط

نتایج

این تجزیه و تحلیل، نتایج بررسی بر روی گروه مورد نظر بزرگسالان ساکن در فرانسه از 18 تا 73 ساله) بود که اطلاعاتی در مورد سن ، جنس ، رفتارهای بهداشتی (داده های غذایی و فعالیت بدنی) ، مؤلفه های سندرم متابولیک ، علائم افسردگی و وضعیت اقتصادی ( اندازه گیری شده توسط درآمد و تحصیلات) را گزارش می دهد. در مجموع 64861 نفر پس از محرومیت  افرادی که در ادامه گفته می شود، باقی ماندند. افراد مبتلا به بیماری های قلبی عروقی یا رژیم های غذایی گزارش شده به دلیل تجویز پزشک متخصص (شکل 1) در جدول 1 ویژگیهای شرکت کنندگان در مطالعه با حضور یا عدم وجود سندرم متابولیک ارائه شده است. شیوع افسردگی ، همانطور که با ترکیبی از نمره CES-D≥ 19 با محدودیت های خود گزارش شده در مورد علائم افسردگی در 6 ماه گذشته تعریف شده است ، در حضور یا عدم حضور سندرم متابولیک به ترتیب 4.3 و 2.7  درصد بود. (به ترتيب 17.1٪ و 3/15٪ هنگامي كه تنها به  نمره 19 ≤ اعتماد كنند). 64٪ از مبتلایان به سندرم متابولیک مرد بودند. جدول 2 عوامل بارگیری و واریانس که توسط هر الگوی رژیم غذایی توضیح داده شده است را نشان می دهد. براساس بررسی بارها و ریزش مقادیر ویژه مقدماتی پس از فاکتور سوم ، سه عامل حفظ شد. این سه عامل رژیم شکر با چربی اشباع شده بالا ، رژیم غذایی سنتی سالم و رژیم با پروتئین زیاد نامیده شدند. شکر با چربی اشباع شده بالا در وعده های غذایی آماده ، فست فودها ، شیرینی ها ، بیسکویت ها ، نوشابه ها، گوشت های یخ زده و چیپس ها و سیب زمینی ها بیشتر به چشم می خورد. عامل سنتی سالم در شیر ، سبزیجات ، میوه ، نان ، غلات و پنیر به چشم می خورد. رژیم پروتئین زیاد به دلیل بارگذاری عاملی که در حبوبات ، گوشت ، مرغ ، ماهی و تخم مرغ وجود دارد به این نام، نام گذاری شد. داده های مربوط به بارگذاری فاکتور برای دو و چهار عامل نیز به دست آمد و به عنوان جداول تکمیلی 1a و 1b ارائه می شود. افراد افسرده با پیروی از یک الگوی سنتی سالم ( OR 78/0 95٪ ،CI 0.75-0.80) و الگوی پروتئین زیاد (OR89/0 95٪ CI 0.87-0.91 ) و همچنین پیروی از یک الگوی رژیمی شکر با چربی اشباع شده بالا شانس کمتری داشتند (OR1.23 95٪   CI 1.20-1.26). روابط مشابه با استفاده از قطع تنها نمره CES-D ≥19 با OR زیر (%95 CI) برای الگوهای سالم سنتی / پروتئین / چربی زیاد- قند وجود داشت: 0.76 (0.74-0.78) / 0.89 (0.87 -0.91) / 1.23 (1.20-1.26). به همین ترتیب ، این الگوهای رژیم غذایی با نمره CES-D که به عنوان یک متغیر مداوم و با ضرایب رگرسیون زیر (SD) برای یک محدوده درون ذره ای استفاده می شود همراه بود: -0.10 (0.003) / -0.04 (0.000) / 0.09 (0.003) (همه P <0.0001) فعالیت بدنی پایین با احتمال زیاد افسردگی و با افزایش تدریجی (95% CI) ORs تا 2.88 (2.53-3.29) برای افرادی که به هیچ وجه فعال نیستند، همراه بود (جدول 3). روابط مشابه با استفاده از قطع تنها نمره CES-D ≥19 (جدول 3) یا نمره CES-D به عنوان متغیر متناوب یافت شد: ضرایب رگرسیون (SD) برای دامنه یک مقطع: 0.06 (0.00) 2 (P <0.0001) . نتایج حاصل از رگرسیون نشان داد که (95%CI) ORاز 75/1 (96/1تا 57/1) به منظور ارتباط بین افسردگی و سندرم متابولیک ، برای سن ، جنس ، تحصیلات و درآمد تنظیم شده است. نتایج حاصل از تحلیل مسیر در شکل 2 خلاصه شده است و در جدول تکمیلی 2 به تفصیل آورده شده است تمام مسیرهای متغیرهای درون زا (متغیرهای دریافت جهت) در مدل ما به جز ارتباط بین الگوی رژیم غذایی با پروتئین زیاد و سندرم متابولیک معنی دار بود. اثر کل استاندارد افسردگی بر سندرم متابولیک 0.013 ± 0.0117 ((P <0.05) بود. تأثیر غیرمستقیم از طریق الگوهای رژیم غذایی و فعالیت بدنی 0.02 ± 0.027 ((05/0< p) بود. نسبت اثرات غیرمستقیم كل (با واسطه رژیم و فعالیت بدنی) / اثر كل (به عنوان مثال ، تأثیر افسردگی در سندرم متابولیك كه از طریق رژیم غذایی و فعالیت بدنی واسطه می یابد) 27/0 =117/0 = 23٪ بود. به عبارت دیگر ، 23٪ ارتباط بین علائم افسردگی و سندرم متابولیک با رژیم و فعالیت بدنی در مدل ما توضیح داده شد ، در حالی که 77٪ از ارتباط مستقیم بین علائم افسردگی و سندرم متابولیک توضیح داده شده است. فعالیت بدنی و رژیم غذایی به ترتیب حدود دو سوم (67٪) و یک سوم (33٪) از اثر مراقبه را توضیح دادند برای بررسی درستی نتایج ، یک سری تحلیل انجام دادیم. اول ، علائم افسردگی را در نظر گرفتیم که تنها با برآورده شدن امتیاز CES-D از ≥19 (بدون ترکیبی از محدودیتهای خود گزارش شده مربوط به علائم افسردگی در 6 ماه گذشته) تعریف شده است. در تجزیه و تحلیل رگرسیون ، (95% CI ) OR  با استفاده از نمره دودویی CES-D برای ارتباط با سندرم متابولیک 1.34 (1.26-1.42) بود ، در حالی که(95% CI ) OR  با استفاده از نمره مستمر (با دامنه درون میان چالاکی به عنوان واحد) 1.16 (1.13-  1.42) بود که از نظر سن ، جنس ، تحصیلات و درآمد تعدیل می شود. به عنوان تجزیه و تحلیل های تکمیلی ، مدل های تحلیل مسیر نیز با استفاده از تعاریف جایگزین از علائم افسردگی انجام شده و نتایج در جدول تکمیلی ارائه شده است. با علائم افسردگی که به عنوان یک متغیر دودویی(CES-D score ≥19) یا متغیر پیوسته مدل شده است ، دریافتیم که 35٪ یا 45٪ از ارتباط با سندرم متابولیک با رژیم غذایی و فعالیت بدنی توضیح داده شده است. دوماً ، ما از مجموعه های مختلف معیارهای خروج استفاده کردیم و افراد مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی یا رژیم غذایی تجویز شده توسط یک متخصص بهداشت را به همراه داده های مربوط به رژیم غذایی بررسی نمودیم. درصد مراقبه هنگام استفاده از  CES-D به علاوه محدودیت ها ، 38٪ بود. ما همچنین با حذف کردن افرادی با سابقه بیماریهای قلبی عروقی یا رژیم غذایی تجویز شده توسط یک متخصص بهداشت و عدم توجه به موارد مفقود شده از رژیم غذایی ، تجزیه و تحلیل ها را انجام دادیم. داده ها درصد میانجیگری در هنگام استفاده CES-D به علاوه محدودیت ها ، 44٪ بود. نتایج تجزیه و تحلیل های اکتشافی که با هر یک از اجزای سندرم متابولیک به طور جداگانه انجام شده است ، اکنون در جداول تکمیلی نشان داده شده است.

بحث

یافته های اصلی:

این مطالعه با استفاده از داده های گروه مورد نظر در مقیاس بزرگ در راستای آزمایش این فرضیه که رژیم غذایی و فعالیت بدنی ممکن است بطور معنی داری و قابل ملاحظه ای ارتباط بین افسردگی و سندرم متابولیک را توضیح دهد، انجام شد. این ارتباط در مطالعه حاضر با افزایش 75٪ احتمال ابتلا به سندرم متابولیک در افراد افسرده ، کنترل سن ، جنس ، تحصیلات و درآمد، قابل توجه بود. مطابق با فرضیه اصلی ما ، تجزیه و تحلیل مسیر نشان می دهد که 23٪ از تأثیر افسردگی بر خطر ابتلا به سندرم متابولیک از طریق رژیم غذایی و فعالیت بدنی روی می دهد. فعالیت بدنی نقش تبیینی بیشتری نسبت به رژیم غذایی داشت که 67٪ اثرات غیرمستقیم به آن نسبت داده شده است.
این نتایج با توجه به روشهای مختلف مدل سازی علائم افسردگی و معیارهای ورود به مطالعه ، تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل های اکتشافی با نگاه به هر یک از اجزای سندرم متابولیک نتایج مشابهی با سطح تری گلیسیرید ، کلسترول HDL و چاقی شکم نشان دادند. در مورد فشار خون بالا ، به طور مداوم با چند مطالعه مقطعی (33 ، 34) ، اثر مستقیم علائم افسردگی منفی بود اما اثر غیرمستقیم (مراقبه کردن توسط رژیم غذایی و فعالیت بدنی) هنوز هم مثبت و معنی دار بود.

نقاط قوت و محدودیت:

نقاط قوت مطالعه ما شامل نمونه بزرگ و طرحی از گروه محتوا است که به ما امکان می دهد ارتباطات مختلفی را بین افسردگی ، سندرم متابولیک و عوامل دخیل در شیوه زندگی مطالعه کنیم. تمام داده های بالینی در مراکز غربالگری سلامت (HSC) در فرانسه جمع آوری شده است و پروتکل ها و بررسی های معمول توسط تیم های تخصصی انجام می شود (22). علاوه بر این ، یک تحقیق میدانی در سال 2010 در هفت HSC انجام شد ، که شامل 3500 نفر بود. این تحقیق ساختار مناسبي از نمونه و روايي مناسب داده هاي جمع آوري شده را نشان داد (20).
ارتباط متقابل بین علائم افسردگی ، سندرم متابولیک ، رژیم غذایی و فعالیت بدنی مطابق با یافته های قبلی است (7 ، 9 ، 35 ، 36). با این حال ، این اولین مطالعه برای تعیین کمیت سهم رژیم و فعالیت بدنی برای ارتباط بین افسردگی و سندرم متابولیک با استفاده از تجزیه و تحلیل مسیر است.
ما همچنین برای تعیین الگوهای رژیم غذایی که منعکس کننده رفتار "خوردن" به عنوان یک کل است و به یک گروه خاص مواد غذایی توجه نمی کند ، از تجزیه و تحلیل مؤلفه های اصلی نیز استفاده کرده ایم.
این نکته مهم است زیرا رژیم به عنوان یک عامل در معرض چند بعد می باشد و  به عنوان یک مصرف صرفا جدا از مواد مغذی خاص (37) حائز اهمیت است. علاوه بر این ، تجزیه و تحلیل بر اساس روش های مختلف مدل سازی علائم افسردگی انجام شد و از درستی نتایج ما پشتیبانی می کند. محدودیت ها شامل ماهیت مقطعی داده ها است که امکان ترسیم علیت را محدود می کند. مدل ارائه شده می تواند ارتباطات دو طرفه در بین متغییر درونزا مشمول و متغیرهای گنجانده شده باشد و توالی زمانی وقایع مشخص نشده است. به طور خاص ، مطالعه حاضر ممکن است قادر به تشخیص واسطه از اثرات مداخله گر نباشد.
با این حال ، تجزیه و تحلیل مسیر اطلاعات کمی در مورد عوامل خطر بالقوه (به عنوان مثال رژیم غذایی و فعالیت بدنی) فراهم می کند که می تواند به منظور جلوگیری از سندرم متابولیک در صورت علائم افسردگی مورد هدف قرار گیرد. همین نتیجه ممکن است برای بخش بهداشت عمومی اعمال شود: رژیم غذایی و فعالیت بدنی واسطه ، هر دو هدف بالینی برای کاهش ارتباط افسردگی و سندرم متابولیک هستند. محدودیت های بیشتر شامل عدم وجود برخی از داده های رژیم غذایی و به ویژه عدم امکان محاسبه مصرف انرژی است که یک عامل مهم برای بررسی مسائل تغذیه ای است. اطلاعات در مورد عوامل التهابی در دسترس نبود که می تواند با آگاهی از ارتباط افسردگی و سندرم متابولیک با التهاب ، احتمال اختلال در عوامل باقیمانده را افزایش دهد (2). چنین عواملی ممکن است به قسمت غیر قابل توضیح اثر مستقیم کمک کند.
در این مطالعه رژیم غذایی و فعالیت بدنی "خود" گزارش شده است که ممکن است دقت داده های جمع آوری شده را کاهش دهد.
علاوه بر این ، داده های قومی در دسترس نیست ، زیرا قانون فرانسه اجازه جمع آوری داده ها را نمی دهد.
از آنجا که از مصاحبه ساختاری استفاده نشده ، مانند بسیاری از مطالعات در مقیاس وسیع ، به خودی خود افسردگی در مطالعه حاضر ارزیابی نشده است. با این حال ، نماینده اصلی ما برای افسردگی نه تنها مبتنی بر یک اندازه گیری معتبر از علائم افسردگی بود (18) ، بلکه همچنین در محدودیت های خود گزارش شده مربوط به علائم افسردگی در 6 ماه گذشته نیز این امر مشهود است. از آنجا که افسردگی عمده نه تنها با علائم افسردگی تعریف می شود بلکه اختلال عملکردی مرتبط با آن نیز وجود دارد که ترکیبی از نمره CES-D score ≥ 19  با محدودیت های مربوط به علائم افسردگی در 6 ماه گذشته استفاده شده است (38). در واقع، این اقدامات ارقام شیوع نزدیک تر به کسانی که افسردگی عمده در جمعیت عمومی را دارند به ما گوشزد می نماید. گروه مورد نظر به عنوان نماینده جمعیت ساکن فرانسه طراحی شده است.
اما ، طبق قانون ، داده های قومی به طور رسمی در فرانسه نمی توانند جمع آوری شوند.
با این حال داده های مربوط به منشأ جغرافیایی والدین شرکت کنندگان نشان داد که اکثر آنها (90٪) منشأ اروپایی دارند به طوری که می تواند تعمیم یافته های فعلی را به سایر نژادها محدود کرد. در نهایت ، نمونه ما نیز به اطلاعات كامل در مورد متغیرهای اصلی مورد علاقه محدود می شود. ما با این وجود تجزیه و تحلیل های را برای همه شرکت کنندگان انجام داده ایم که تفسیر نتایج را تغییر نمی دهد.

رژیم غذایی و فعالیت بدنی در ارتباط با افسردگی و سندرم متابولیک:مطالعه شرایط

فرضیه های توضیحی

شواهد ادبیات ارتباط بین عادتهای غذایی و افسردگی را مشخص کرده است.
به نظر می رسد این رابطه دو جهته باشد ، اما نتیجه گیری از داده های مشاهده شده دشوار بوده است (39). افسردگی ممکن است از طریق تغییر در عملکرد مغز در اشتها و انتخاب مواد غذایی به سمت رژیم غذایی ناسالم تأثیر بگذارد (40).
فرضیه مرتبط این است که مواد غذایی پر چرب ممکن است توسط افراد افسرده برای بهبود حالات ناخوشایند عاطفی از طریق تحریک سیستم پاداش استفاده شود (41).
داده های آزمایشات بالینی همچنین نشان می دهد که علائم افسردگی می تواند با رژیم غذایی مناسب (42) مانند رژیم غذایی مدیترانه ای همراه با مغزیجات کاهش یابد. چندین مکانیسم اساسی برای ارتباط بین علائم افسردگی و عادتهای غذایی پیشنهاد شده است. این موضوع می تواند توسط پتانسیل التهابی رژیم غذایی به عنوان یک مطالعه اخیر فرانسوی که در آن رژیم های ضد التهابی (تعیین شده توسط شاخص التهابی رژیم غذایی ؛ نمره ای وابسته به نوع مواد مغذی مصرف شده) توضیح داده شده است، باعث افزایش پتانسیل التهابی شود در رفتارهای بد مانند سیگار کشیدن و بی تحرکی (36).
برخی از داده های بدست آمده از حیوانات ارتباط بین اختلالات روانی را نشان می دهد. میکروبیوت و روده (43) و همچنین مکانیسم های التهابی. این سوال مطرح شده است که آیا ارتباط با میکروبیوتای روده با تغییر رژیم غذایی که همراه با افسردگی است تغییر می یابد یا خیر؟
همچنين مي تواند اين باشد كه ميكروبيوتا اصلاحات متابوليكي مانند تغييرات اسيدهاي چرب با زنجير كوتاه را موجب مي شود كه مي تواند باعث بهبود عملكرد مغز شود؟
برخی مطالعات برای درک اینکه پروبیوتیک ها می توانند بر وضعیت روانی تأثیر بگذارند در حال انجام است (43) مطالعات اپیدمیولوژیک همچنین با افزایش سطح فعالیت بدنی و کاهش سطح بی تحرکی ، کاهش علائم افسردگی را نشان می دهد (12).
افسردگی ممکن است با تحریک تصمیم گیری به سمت تلاش کمتر ، فعالیت بدنی را کاهش دهد (44) ، در حالی که کارآزمایی های کنترل شده تصادفی حاکی از ایجاد علتی بین ارتقاء فعالیت بدنی و کاهش علائم افسردگی در هر دو نمونه بالینی و غیر بالینی است (45).
تحریک پذیری در یک آزمایش اخیر با مقادیر بالای سیتوکین های پیش التهابی همراه بوده است. این التهاب از طریق چندین مسیر درگیر در تنظیم خلقی و همچنین عملکرد عصبی و غدد مغزی تأثیر می گذارد (46).
کارآزمایی فوق به منظور کاهش افسردگی بر شدت ورزش تمرکز کرده است و نشان داده است که ورزش با شدت متوسط ​​ممکن است برای افزایش TNFα در حالی که باعث افزایش سلامت روان می شود ، بهینه باشد (46).
ادبیات در حال رشد اثرات بسیار مثبتی از فعالیت بدنی بر عملکرد ذهنی از طریق مکانیسم های فیزیولوژیکی افزایش تولید اندروفین و همچنین کاهش وضعیت التهابی را نشان می دهد. چالش تعیین برنامه های مؤثر برای فعالیت بدنی برای مبتلایان به افسردگی است. به نظر می رسد برخی از مطالعات، تأثیرات مثبت مداخلات ورزشی را برای افرادی که علائم افسردگی خفیف دارند نشان می دهد ، که بیانگر تدوین برنامه هایی برای مقابله آسان در این رابطه است و افراد افسرده قادر به انجام آن هستند (47)

نتیجه گيري: افسردگي با خطر بيشتري در ابتلا به سندرم متابوليك همراه است و 23٪ از اين ارتباط ممكن است با واسطه رژيم غذايي و فعاليت هاي بدني باشد. فراتر از سندرم متابولیک ، این نتیجه با واقعیت سازگار است که ارتباط بین افسردگی و خطر قلبی عروقی تنها با ریسک فاکتورهای سنتی توضیح داده می شود (48 ، 49).
سایر عوامل فیزیولوژیکی مانند عوامل ژنتیکی یا التهابی ممکن است توضیح دهد که چگونه افسردگی با سندرم متابولیک در زندگی و عوامل اجتماعی و اقتصادی همراه است. با این وجود ، تمرکز روی رفتارهای غذایی و فعالیت بدنی برای پیشگیری از سندرم متابولیک در حضور علائم افسردگی مهم است و مطالعات بعدی که هدف قرار دادن این دو عامل است ، ضروری می باشد.

برای خواندن مقالات بیشتر می توانید در سایت ما ثبت نام کرده و یا ازطریق وبلاگ مامطالب بیشتری را دنبال کنید

 

 

تگ ها

زیب اندام
مربی انلاین
مربی آنلاین
zibandam
coach online
رژیم غذایی
فعالیت بدنی
سلامتی
رژیم غذایی مناسب
غذای سالم
تمرین ورزشی
رژیم غذایی مناسب
الگوهای غذایی

دیدگاه ها

ارسال دیدگاه

مقالات مرتبط